احمد مجد الاسلام كرمانى

399

سفرنامه كلات ( فارسى )

بود كه تلگرافا مستحضر شده ، و فورا بما راپورت داده بود دو روز بانتظار جواب از صدر اعظم رسيد كه عينا درج مىشود : « از طهران جواب نمره 4 جنابان آقاى مجد الاسلام و آقا ميرزا آقا تلگراف شما و اصل شد ، خودم هم قبل از وصول تلگراف در اين عزم بودم و بعرض هم رسانيدم انشاء اللّه قريبا نتيجه آن حاصل خواهد شد « 1 » مشير الدوله »

--> ( 1 ) - در قضاياى مشروطيت با توجه به موقعيت سلطنت و قدرت درباريان ، مشير الدولهء بزرگ و پسرانش ( حسن و حسين ) رل عاقلانه و بسيار زيركانه‌اى را اجرا ميكردند و كوشش داشتند كه از طرفين ( دربار و مردم ) اقدامى شديد و غير عادى نشود . « روز شنبه 13 جمادى الاخرى 1324 هنگاميكه مردم در سفارت انگليس متحصن بودند ، دو ساعت از شب گذشته ميرزا حسن خان پسر كهتر مشير الدوله دستخطى آورد در سفارتخانه كه مجلس را افتتاح ميكنيم ، اما در طهران فقط نه در ساير بلدان ، تجار و كسبه گفتند ما چنين مجلسى لازم نداريم ، مجلس بايد حاكم مطلق باشد و شعوبات آن در تمام بلدان و دهات داير باشد . . . روز بعد دستخط را عوض كردند ، دستخط صادر شد كه مجلس بتصويب و ميل علماء اعلام تشكيل شود . . . . متحصنين در 17 جمادى الاخرى رفتند به نياوران تا در رستم‌آباد كه مزرعهء مشير الدوله صدر اعظم است با خود صدر اعظم مذاكره نمايند . مشير الدوله و پسرش مشير الملك و محتشم السلطنه آنجا بودند . در باب مجلس شورى مذاكره كنند ، صدر اعظم ميگفت كه شورى بايد اسلامى باشد و آقا سيد حسين بروجردى گفت شوراى ملى بايد باشد ، صدر اعظم گفت من شوراى ملى نميدهم ، آقاى سيد حسين گفت : به قوهء ملت شوراى ملى را ميگيريم . پس از مذاكرات بنا شد آقايان با مشير الملك و محتشم السلطنه در مجلسى ديگر نشسته گفتگو كنند ، پس از مذاكرات نتيجه اين شد كه مجلس شوراى ملى باشد . عصر روز پنجشنبه 18 جمادى الاخرى 1324 ، مشير الملك پسر صدر اعظم با جناب آقا ميرزا محمد صادق و جمعى ديگر از صاحبقرانيه آمدند به شهر و وارد به سفارتخانه شدند و رفتند در چادر بزرگ تجار . مشير الملك در مجلس جلوس نمود ، جناب آقا سيد عبد الحسين واعظ رفت بالاى منبر و اظهار مراحم و الطاف اعليحضرت را به مردم نمود . . . بعد مشير الملك رفت روى صندلى و فرمان اعليحضرت شاهنشاه را قرائت نمود . دستخطى را كه كاشف از عفو و اغماض متحصنين بود بعد قرائت كرد . تاريخ دستخط مشروطيت در هيجدهم بود ولى محض اينكه مطابق باشد با روز تولد شاهنشاه ، تاريخ آن را در چهاردهم نوشتند . « كتاب تلاش آزادى صفحه 93 تأليف باستانى پاريزى »